
سکوت سهمگین را از این سرا بتاران
بخوان برقص آِری بخند های و هو کن
سحر که حکم قاضی رود به سنگسارت
نماز عاشقی را به خون دل وضو کن
"سیمین بهبهانی"


گفتم چه خبر داری از این و یرانه گفتا خبر این است که افسوس که افسوس
"شهید بلخی"


بدنم، ملال گونه ای ناساز وصله است ،بر خطا های بسیا رنگ رفتن.



رنج چونان تیغه مقراضی ست
که گوشت تن را زنده زنده می درد
من وحشت را از آن آموختم
چنان که پرنده از پیکان،
چنان که گیاه از آتش کویر،
چنان که آب از یخ
....
در شب خویش اما جز آسمانی پاک رویایی نداشتم.
"پل الوار"


وتی به پایین نگاه میکند،سرش گیج می رود.
"ژرژ بوشنر"(شاعر آلمانی)

"پل الوار"

و ساعت ها زوزه میکشیدم تا تسکین پیدا کنم.
"گی دو موپاسان"

ما نشانه ای بیش نیستیم/نشانه ای بی معنی و بی فایده،
و قدرت تکلم با دیگران را از دست داده ایم.
"هولدرلین"(شاعر آلمانی)




چیدمانی از گل های بابونه، توسط نادیا شمس

۱۷همین جشنواره هنر محیطی ایران"تیر ماه ۸۷پلور"
اجرای گروهی،چیدمانی در رابطه با بحران آلودگی آب .



و باز ،
سوگندی..

دوباره بر درخت..

به ساری عریان اندیشیدم..
باز از هجوم باز..

آنگاه،..

باز به شیار آغوش،باز به خورشید آغشته اش،
پای بسته شدم..

که دانستم
دیگر،
هیبت عریانیم جز به زخم سینه سبزت برازنده نیست..

...



آنجا كه قدم نهاده باشي گياه از رستن تن مي زند ،
چرا كه تو تقواي آب و خاك را هرگز باور نداشته اي.








سلام و پوزش از چیدمان پست مدرن تصاویر این پست!
ولی به جان شما نباشه به جان خودم،این بار دیگه تقصیر
من نبود،بلاگفا با انتخاب خودش چنتا از عکسها رو حذف کرده بود
ولی انگار اونم از این یکی خوشش اومده،
خلاصه واسه اینکه دلش نشکنه ویرایشش نکردیم.
اینم چنتا عکس دیگه از مراسم!که چی عرض کنم ،یه مهمونی خودمونی..




.. هر كه شد محرم دل در حرم يار بماند..



دو آشیان ویران به،
که بنای یکی بر ویرانه دیگری..
به درخت قسم.
به مادر آشیانه ها..










سار ، چه در سکوت ،چه در صدا،
اگر آدم (انسان)رو به خدا نرسونه،
ولی از هرچه غیر او هم جدا میکنه.
و دوستان من همه سار سانند..

اين آثار بهمن ۸۶ در جزيره هرمز اجرا شد.















گلها همه آفتابگردانند..
سارها همه آفتابه گردان..







